نشسته بودم یهو مامانم از آشپزخونه اومد بی مقدمه شروع کرد درباره فلفل صحبت کردن که : میدونستی فلفل لاغر میکنه و ضد سرطانه ؟ بعد نشست دو ساعت از خاطرات گذشتش و غذاهای خوشمزه و پر فلفل عمه اش حرف زد …

آخرش معلوم شد فلفل از دستش در رفته ، ریخته تو شام !!!
ینی همچین مامان توجیه کننده ای دارم من !️

بی اعتمادبنفسهاواردشوند

دلت میخوادکسی که دوسش داری جذب کنی؟

کات کردی؟میخوای برگرد؟

خواستگارنداری؟میخوای بچشم بیای؟

خب بیاکانال قانون جذب

لبه دریا نشسته بودم پرنده ی عشق آمد و گفت:برای دوستت نامه بنویس
گفتم قلم ندارم گفت از پرم بگیر
گفتم جوهر ندارم گفت از خونم بگیر،
گفتم ورق ندارم

گفت خااااک تو سرت کنن. تو که هیچی نداری گوه میخوری کنار دریا میشینی !!

از پرنده عشق توقع نداشتم واقعا

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

نظرات برای این مطلب بسته شده است.

Sorry, the comment form is closed at this time.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار